کوروش کبیر مامان و باباش
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 تير 1390 و ساعت 13:06 توسط بابا هاشم |

عکس این مدلی زیاد داریم

با تابلو شهرهایی که میریم به طرفشون

 

وارد کاشان شدیم و یکراست رفتیم باغ فین

بلیطهایی که از کاخ سعدآباد اضافه اومده بود رو دادیم و رفتیم تو

چه جای با صفایی

 

کوروش کبیر و مامانش در حال آب بازی

 

معماری و نقاشی های دیواری خیلی قشنگ روی همه دیوارها و سقف ها دیده میشد

 

کوروش رو گذاشتیم روی یک سکو و چندتایی عکس گرفتیم

 

این هم کسی که دستور قتل امیرکبیر رو صادر کرد

 

کوروش کبیر در حال شیر خوردن توی باغ فین

 

صحنه بازسازی شده شهادت امیرکبیر توی حمام فین

 

کلی عکس گرفتیم و اومدیم بیرون

ظهر بود و باید یکجا واسه ناهار پیدا می کردیم

توی خیابون بیرون باغ فین یک رستوران بود که مراسم گلابگیری هم راه انداخته بود.

 

آدم خوبه هرجا میره با سنتها و غذاهای اون منطقه هم آشنا بشه

واسه همین غذای سنتی خواستیم سفارش بدیم که ختم شد به

کشک بادمجون


موضوع : | بازدید : 897 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 تير 1390 و ساعت 12:24 توسط بابا هاشم |

شب ساعت ١٠ رسیدیم قم

چون فقط یکروز میخواستیم اونجا بمونیم و دیروقت هم بود گشتیم دنبال هتل که پیدا نشد.

همه پر بودن، به مهمانپذیر راضی شدیم که اونها هم اکثرا رزرو شده بود. بالاخره یک اتاق رو به حرم سه تخته خوابه با قیمت بالاتر گرفتیم و وسایلهارو پیاده کردیم.

نمای حرم از پنجره اتاق

 

شام خوردیم و گوشی ها و دوربین عکاسی و فیلمبرداری و لپ تاپ رو زدیم تو شارژ و خوابیدیم.

صبح زود از صدای بارون شدیدی که میومد بیدار شدیم. و صبحونه خوردیم و رفتیم حرم

نسبت به چند سال پیش که اومده بودم امکاناتش خیلی بهتر شده بود.

کوروش کبیر خواب بود و با باباش اومد تو قسمت مردونه

 تا گذاشتمش زمین که نماز بخونم بیدار شد.

 

همش دور و برشو نگاه میکرد. براش جالب بود.

 

 

بعد از نماز اومدیم توی صحن و قسمت خانوادگی

کوروش جون هم دوباره خوابید

 

کوروش کبیر و مامانش

 

بعد از زیارت رفتیم واسه خرید سوغاتی و بعدش هم حرکت به طرف کاشان

 

آدرس سفال فروشی های قم رو گرفتیم که معلوم شد توی جاده ایه که میره به طرف همدان

دو طرف جاده کلی سفال فروشی بود

این یکی از خریدهای خیلی جالب مسافرت بود. یک سرویس کاسه، لیوان، پارچ و ... آبی رنگ گرفتیم و برگشتیم تو شهر که بریم به طرف کاشان

 


موضوع : | بازدید : 1101 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 تير 1390 و ساعت 8:25 توسط بابا هاشم |

بالاخره تونستم فیلم به وبلاگ کوروش کبیر اضافه کنم

اینم فیلم روبات پاسخگوی برج آزادی و سئوال جواب هام از اون

 


موضوع : | بازدید : 993 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 تير 1390 و ساعت 13:33 توسط بابا هاشم |

دو روز تهران موندیم

و چون قرار بود با همه چیز سفر خوش بگذرونیم قرار شد بریم میدون آزادی و عکس بگیریم.

یادمه تو فیلمها و سایتها، یا عکسهای دست این و اون کسایی که میرفتن تهران عشقشون بود که برن میدون آزادی عکس بگیرن که به همه نشون بدن بگن مممممم بله ما رفتیم تهرون دیگه، عکسو حال میکنی؟

ما هم رفته بودیم تهرون - پس باید میرفتیم میدون آزادی عکس می گرفتیم.

خوب حالا

مممممم بعله ، ما رفتیم تهرون دیگه، عکسو حال می کنید؟؟؟؟؟

من و پسرم

 

اول رفتیم بالای برج، بد نبود ولی خیلی جالب هم نبود

 

بعدش رفتیم موزه های مختلفی که تو طبقات برج بود رو ببینیم

اول موزه سنگ - این پرنده هایی که توی عکس هست همه با سنگهای مختلف تراشیده شده.

 

سنگهای صیقل خورده

 

تمساح تراشیده شده از سنگ

 

اینش جالب بود

روبات پیانیست

از روی صفحه مانیتوری که کنار روبات بود یک آهنگ انتخاب می کردیم و اون هم طبق برنامه ای که بهش داده بودن آهنگ رو می زد.

شترق شترق کردن صدا انگشتای روبات با صدای پیانو برابری میکرد

 

این هم روبات پاسخگو که نزدیک درب خروجی گذاشته بودند.

یکی از چندتا خانومی که اونجا کار می کردند گفت روبات پاسخگو رو دیدید؟

بعد راهنمائیمون کرد به محضر روبات

سرش پائین بود و تکون نمی خورد.

خانومه از اون بالا گفت هر سئوالی دارید ازش بپرسید جواب میده.

تعجببه حق چیزای ندیده و نشنیده

گفتم این که تکون نمیخوره. گفت الان همکارم رفتن روشنش کنن.

روبات روشن شد و سرشو بالا آورد و پس از خوشامدگوئی به محضر ما و کوروش کبیر آماده پاسخگوئی شد.

من که میگم یکنفر اون پشت نشسته بود و بجای روبات حرف میزد. اصلاً واقعی بنظر نمی رسید.

خانومه دوباره گفت هر سئوالی دارید بپرسید، جواب میده.

منم گفتم جداً!!!!!!

روبات جان رابطه فیثاغورس رو کلاً توضیح بدهعینک

روباته خشکش زد و جیکش در نمیومد. مثل چیز فقط نگاه میکرد

خانومه ازاون بالا با خنده گفت نه دیگه از این سئوالا. در مورد برج آزادی بپرسین

اوکی اوکی تازه دوزاریم جا افتاد پس هر سئوالی در مورد برج آزادی

پیش خودم گفتم حالا اگه تو جواب سئوالم غیر از رابطه فیثاغورس هم چیزی می گفت خودم که بلد نبودم، چه میدونستم درست میگه یا غلط؟

چندتا سئوال از برج میلاد رسیدم و آخر سر هم گفتم دو دوتا چندتا میشه؟

روبات گفت اطلاعات موجود نیست.

بهش گفتم میشه چهارتا

گفت چهارتا

گفتم خوب حالا بگو دو دوتا چند تا میشه؟  گفت چهارتا

 

......::::::   لینک دانلود فیلمی که از روبات پاسخگو گرفتیم   ::::::......


موضوع : | بازدید : 1243 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 تير 1390 و ساعت 2:06 توسط بابا هاشم |

 این عکسها رو تو سایت آسان دانلود دیدم، حیفم اومد که شما بابا مامانا نبینین.

خدارو شکر کوروش کبیر ما که عاشق حمومه







نمیدونم این چه مراسمیه

ولی شخصی  که داره آب میریزه یک کشیشه


موضوع : | بازدید : 492 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 5 تير 1390 و ساعت 11:19 توسط بابا هاشم |

                                       بدون شرح!

این عکس رو قبلاً توی کامپیوتر ذخیره کرده بودم. امروز اتفاقی دیدمش

حیفم اومد نبینید


موضوع : | بازدید : 520 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 2 تير 1390 و ساعت 12:25 توسط بابا هاشم |

از برج میلاد اومدیم بیرون و به سرعت رفتیم به طرف کاخ سعدآباد

پرسون پرسون رسیدیم اونجا و از در دربند باید وارد میشدیم

اگه خواستید برید کاخ سعدآباد دوتا نکته رو در نظر بگیرید:

١: دوربین حرفه ای با خودتون برندارید. (چون از سرباز نگهبان جلوی در تا مسئولهای ورودی موزه ها همه گیر میدن که با این دوربین نمیتونید برید تو و باید با همه چونه بزنید تا بشه)

٢: دوربینتون امکان خاموش کردن فلاش رو داشته باشه (چون حق عکسبرداری با فلاش رو ندارید. مال ما چون دکمه فلاش روی اتومات گیر کرده بود و عوض نمی شد خیلی نتونستیم توی موزه ها عکس بگیریم)

باید همون ورودی دربند تمام موزه هایی که میخواستیم ببینیم رو از روی نقشه ای که از فروشنده بلیط گرفتیم انتخاب می کردیم و بلیطهاشو یکجا می خریدیم.

راستی اگه خواستید بعد از تهران مثل ما به کاشان و اصفهان برید، از بلیطهایی که میخرید اضافه اومد ناراحت نباشید باغ فین کاشان و خیلی از جاهای دیدنی اصفهان این بلیطها رو قبول میکنند به شرط اینکه نفهمند از خودشون نخریدید!

این هم قیمت بلیط موزه ها که از سایت کاخ سعدآباد www.sadmu.com کپی کردم.

بهاء بلیت

( به ریال )

 

نام کاخ - موزه

 

ردیف

5000 کاخ موزه ملت  ( کاخ سفید ) 1
5000 کاخ موزه سبز 2
5000 موزه ظروف سلطنتی 3
5000 موزه صنايع دستي معاصر 4
5000 موزه هنر های زیبا 5
5000  موزه نظامی  6
 5000 موزه آشپزخانه سلطنتی  7
5000 نمایشگاه اتومبیلهای سلطنتی 8
5000 موزه سلاحهای دربار 9
3000 موزه هنر ملل 10
3000 موزه تاريخ معاصر 11
3000 موزه برادران امیدوار 12
3000 موزه و سرای چهره های ماندگار 13
 3000 موزه استاد فرشچیان 14
3000 موزه نيم قرن كودكي 15
رایگان
نمايشگاه آثار مخرب جنگ جهاني دوم در ايران به روايت اسناد 16
رایگان خانه سپید (موزه نابینایان ) 17
رایگان کاخ موزه نگارستان ( محل دائمی نمایشگاه ها ) 18
رایگان کارگاه هنر های تجسمی (ویژه دانشجویان رشته هنر و هنرستان ها ) 19
 رایگان گلخانه ها (فقط موزستان) 20
 3000 ورودی مجموعه  21

 

 

کاخ سعدآباد

چه جای با صفایی

چه هوایی

چه آبی

خیلی عالی بود

 

کوروش کبیر تازه داشت از خواب بیدار میشد.

 

آخه سفره خونه سنتی توی کاخ سعدآباد؟!!!!!!!!

اصلا جالب نبود

 

موزه ظروف سلطنتی

اولین موزه ای که خودشو واسه بازدید کوروش کبیر و هیات همراه آماده کرده بود

 

اون ساختمون عقبی موزه چهره های ماندگاره

این یکی هم که کنار دیوارشیم موزه مینیاتور استاد فرشچیان که خیلی قشنگ بود ولی بدون دوربین فلاش دار

 

موزه آشپزخانه سلطنتی

این هم خیلی جالب بود توی قسمت اصلی آشپزخونه و دور دستگاهها رو سکوریت کرده بودند و خیلی قشنگ با ماکت غذا و سبزیجات تزئین شده بود.

اون سرآشپز دراز هم که پشت سر مامان کوروش و توی عکس معلومه سرش رو به اطراف میچرخوند

اون موقع! چه تجهیزاتی.

چه منوی غذایییییییییییییییییییییییییی

 

حالا نوبت کاخ موزه ملت یا کاخ سفید بود

چقدر مجلل - حتما باید ببینید - خیلی قشنگ و گیرا بود

آدم دلش میخواست

من و کوروش کبیر روی پله های کاخ موزه ملت

این آقای سرباز عزیزی هم که توی عکس افتاده همونجا خدمت میکرد.

کوروش کبیر هم اگه واسه خدمت همچین جایی بیفته که حرف نداره

بنده خدا دید یکیمون وایمیسته اون یکی عکس میگیره (همش تکی تکی تکی تکی) اومد ازمون چندتا عکس گرفت - خیلی هم هواسش بود که فرمانده یا کس دیگه ای نبینش

راستی توی مسافرت سه پایه دوربین هم از ملزوماته ضروریه سفره

از اونجا به سرعت رفتیم به طرف موزه هنرهای زیبا ولی چون ساعت از ٧ بعدازظهر گذشته بود همه موزه ها تعطیل کرده بودند

یک دوری تو محوطه زدیم و برگشتیم که بریم بیرون

این هم عکس کوروش کبیر و مامانش در حال برگشت از کنار ساختمون موزه چهره های ماندگار

حالا باید حرکت می کردیم که تا دیر نشده بریم برسیم قم


موضوع : | بازدید : 2768 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 31 خرداد 1390 و ساعت 18:46 توسط بابا هاشم |

از میدون آزادی جدیدتر و نماد جدید شهر تهران برج میلاده

پس باید اونجا هم میرفتیم.

برج میلاد منتظر ورود کوروش کبیر

 

کوروش کبیر در حال نزدیک شدن به برج میلاد

و بالاخره رسیدیم

6000تومان اول دادیم برای ورود به ورودی برج!!!!!

از طبقه اول هم اگه می خواستیم بالاتر بریم باید نفری 20.000 تومان می دادیم.

که ما این کارو نکردیم چون مثل اینه که بخوان ازت پول زور شیطان بگیرن

رفتیم طبقه اول.

 

آینه های محدب و مقعر در ورودی طبقه اول

 

یک شطرنج بزرگ

 

کوروش کبیر توی قسمت مربوط به نقاشی بچه ها و روی میز

 

اون آخر کوروش و مامانش توی عکس دیده میشن

کنار جایی که برای نقاشی بچه ها درست کرده بودند چند قسمت برای بازی گلف هم بود

 

مامان کوروش کبیر در حال گلف بازی کردن

 

بابای جوگیر کوروش کبیر در ژست گلف بازی کردن حرفه ای!!!!!!

 

خوشمزگی کوروش کبیر واسه مامانش

 

خوب دیگه خیلی شاخمون در اومد

برج میلاد بیمزه . لوس و خنک - مطمئنم بالاش هم که میرفتیم غیراز منظره شهر تهران چیز جالب دیگه ای نمی تونست داشته باشه.

پس باید برمیگشتیم. این کافی شاپ ورودی برج میلاده و چون ظهر بود تصمیم گرفتیم ناهار رو اینجا بخوریم.

 

تنها غذای یا بهتر بگم تنها ساندویچ بدرد بخور این کافی شاپ هات داگ بود.

ای بابا میلاد میلاد که میگفتن اینه؟

حالا باید میرفتیم کاخ سعدآباد

 


موضوع : | بازدید : 1570 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 31 خرداد 1390 و ساعت 18:16 توسط بابا هاشم |

بله

بالاخره ساعت 2.40 شب رسیدیم تهران.

حالا باید میرفتیم خونه عمو رضای کوروش کبیر

هی ما زنگ میزدیم ، هی عمو رضا زنگ میزد

هی ما میگفتیم کجائیم ، هی عمو رضا می گفت کجا بریم

آخر سر هم برای رفتن تو یک خیابون با مامان کوروش کبیر کل کل افتادیم و خوب حق با مامان کوروش بود.

اونم قهر کرد و دیگه باهام حرف نزد

هرجور بود رسیدیم به خونه و مامان کوروش هم اصلا بروز نداد که باهام قهره

ولی من با لحن شوخی و مننننننننننننت کشی به عمو رضا و خانومش گفتم که: این با من قهره، گفته باهام حرف نمیزنه، آقاجون غلط کردم. خوبه؟

آشتی آشتی

ولی نخیر آشتی بی آشتی

فرداش رفتیم خونه پدرخانم عمو رضا- نذری داشتن- عدس پلو

اون جا هم به پدرخانم، مادرخانم و خواهر خانم رضا گفتم که با من قهر کرده

بهش گفتم میرم زنگ در خونه همسایه ها رو میزنم به اونا هم میگم

آشتی کن دیگه

و ...........................

بالاخره آشتی کردیممممممممممممممممممممممممممم

منت کشی در حد تیم ملی، چون شروعش تقصیر خودم بود

 

این حیاط خونه پدرخانم عمورضاست که تا چند لحظه پیش از عکس گرفتن دیگ برنج روی اجاق بود

 

 مادر خانم عمو رضا در حال ریختن روعن داغ روی برنج

 

 این ها هم تزئینی و غیر تزئینی های روی ظرف عدس پلوهاست

پیازداغ - گوشت چرخ کرده - برنج زعفرونی - کشمش

 

نتیجه میشود=اینی که میبینید. واقعاً خوشمزست

 

به به قسمت مورد علاقه من توی غذاها

ته دیگگگگگگگگگگگگگ چه ته دیگی هم - جاتون خالی

از ما که گذشت و روز عروسیمون بارون هم اومد و هوا خییییییییلی خوب شد.

آهای شماهائی که هنوز عروسی نگرفتید. نخورین که بارونش ردخور نداره - %میاد%

اگه بریزه رو ماشین عروس حسابی کار در میاره

 

قسمتی ظرفهای آماده توزیع روی اپن آشپرخونه

 

و....

عمو رضا در حال پخش کردن نذزی تو در و همسایه              .:پیشده، نخوری زمین:.

 

 

کوروش کبیر خوشحال و خندون از شلوغی دور و برش و همبازیهای جدید!!!!


موضوع : | بازدید : 1287 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 31 خرداد 1390 و ساعت 15:45 توسط بابا هاشم |

سلاااااااااااااااااام سلام سلام

جاتون خالی

رفته بودیم مسافرت

اونم سه نفری

مامان ، بابا و کوروش کبیر مامان و باباش.

بهترین فصل واسه کسایی که بچه مدرسه ای ندران همین اردیبهشته

هوای خوب - جاده های خلوت - بدون گشت نامحسوس و ... - هتلها خالی و از همه بهتر همه چیز از هتل و سوغاتی و خوراکی ارزون

خیلی خوش گذشت، بازم جاتون خالی

رفتیم تهران – قم – کاشان و اصفهان

به هرکی میگیم سه نفری رفتیم باورش نمیشه

یکی میگه چه جراتی دارید شما!!!!!!!

یکی میگه دورووووووغ میگی!!!!!!!

یکی میگه دیوانگی کردید!!!!!!

یکی میگه دیوانه اید شما؟!؟!؟!؟؟؟؟

یکی میگه من که با بچه اینقدی هیچوقت از این کارا نمی کنم!!!!!!!

یکی میگه ........      خلاصه، ما که رفتیم و خدارو شکر به سلامتی و بدون دردسر برگشتیم

حالا میخوام تو چندتا پست جداگانه عکسهای سفر کوروش کبیر رو به این چهارتا شهر بزارم.

اول: مسیر رفت به تهران

اینجا نیشابوره بابای کوروش کبیر بنزین می زد، مامان کوروش کبیر هم پوشکش رو عوض کرد

           ..................:::::::::::::جیجر باباشه::::::::::::::......................

 

به به این ورودی شهر نیشابوره 

گوجه سبز ، ریواس ، شربت ریواس

بدو که تموم شد

جاتون خالی بود دلی از عزا درآوردیم 

 

 

لای صندلی های عقب ماشینو با چمدون و وسایل دیگه پر کردیم که خدای نکرده ....

روشون هم یک پتوی گلبافت چهارلا انداختیم و روی اون هم پتو و تشک کوروش کبیر رو پهن کردیم و تخت پادشاهی آماده جلوس بود.

قربونش بشم کل مسیر رو واسمون شیرینکاری میکرد.

 

اینجا سبزواره

توی یک پارک واسه ناهار وایسادیم

قرمه سبزی با کوروش کبیر

خیلی هوا خوب بود

 

مگه این پادشاه مامان و باباش بغل مامانش می موند!!!!!!

همش خودشو میکشید طرف من و هی اِه اِه میکرد

البته منم از خدا خواسته سرعتمو کمتر کردم و کلی قربون صدقه اش رفتم

 

و ..................

از گذشته تا به امروز پیروزی با کوروش کبیره

کنار جاده نگه داشتم و گذاشتمش تو گردی فرمون

شیرین کاری کرد و با پوشک بوق زد و شارژمون کرد.

 

این هم که نیاز به توضیح نداره

یه دامغانه و پسته هاش

نمیشه که آدم به همین سادگی ازش بگذره، میشه؟

نمیشه ، مخصوصا اگه بخوای با همه چیز سفر خوش بگذرونی

                                                               .....:::::حتی جاده:::::......


موضوع : | بازدید : 1106 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
درباره وبلاگ
کوروش کبیر مامان و باباش
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
آمار وبلاگ
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 113 نفر
بازديدهاي ديروز : 63 نفر
بازديدهاي هفته گذشته : 554 نفر
كل بازديدها : 81488 نفر
Powered By NiniWeblog.com

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.